خیلی وقته که دیگرواژه هایمان طعم حسرت می دهند. بی عشق تر از همیشه نفس می کشیم در کوچه پس کوچه های تنهاییمان قدم می زنیم. و فقط منتظر یک نگاه ساده یک کلام پاک و یک ندای عشق هستیم . انتظارمان انگار ابدیست.سالهاست که دیگر عشق مرده است. دیگر کسی از این وازه چیزی نمی داند .همچون برگهای زرد خزان در پی باد صبا می دویم و با خود زمزمه میکنیم:ای کاش فردا روز عاشق شدمان باشد.
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 0:3 توسط مهدی و شقایق |