تبليغاتX
--- New Page 3 --- --- ----

--- ---------- ----------- === شقایق - حسرت

شقایق

من خسته ترین واژه ملموس غروبم ,کاش در این وسعت سبز یک نفر درد مرا می فهمید

 خیلی وقته که دیگرواژه هایمان طعم حسرت می دهند. بی عشق تر از همیشه نفس می کشیم در کوچه پس کوچه های تنهاییمان قدم می زنیم.

و فقط منتظر یک نگاه ساده یک کلام پاک و یک ندای عشق هستیم .

 

انتظارمان انگار ابدیست.سالهاست که دیگر عشق مرده است. 

دیگر کسی از این وازه چیزی نمی داند .همچون برگهای زرد خزان

 در پی باد صبا می دویم و با خود زمزمه میکنیم:ای کاش فردا

 روز عاشق شدمان باشد.     

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 0:3 توسط مهدی و شقایق |