تبليغاتX
--- New Page 3 --- --- ----

--- ---------- ----------- === شقایق - وداع

شقایق

من خسته ترین واژه ملموس غروبم ,کاش در این وسعت سبز یک نفر درد مرا می فهمید

مي روم خسته و افسرده و زار
سوي منزلگه ويرانه خويش
به خدا مي برم از شهر شما
دل شوريده و ديوانه خويش
مي برم تا كه در آن نقطه دور
شستشويش دهم از رنگ نگاه
شستشويش دهم از لكه عشق
زين همه خواهش بيجا و تباه
 مي برم تا ز تو دورش سازم
ز تو اي جلوه اميد حال
مي برم زنده بگورش سازم
تا از اين پس نكند باد وصال
 ناله مي لرزد مي رقصد اشك
آه بگذار كه بگريزم من
از تو اي چشمه جوشان گناه

شعر:فروغ فرخزاد

+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 15:54 توسط مهدی و شقایق |