بغض پاییزی ابرم بغض یک غروب غمناک شاهد شکستن من قطره بارون رو خاک
غربت هر چه غروب غم هر چه ابر دنیاست کوله بار این غریبه جاده دربه ردی هاست
میون تنهای دنیا شده تنهایی نصیبم کاش که بودی و میدیدی اینجا بی تو چه غریبم
کاش میدونستی که بی تو مرگ تدریجی هستی یاد تو تنها رفیق توی هوشیاری و مستی
من هوای گریه کردن تو صدای گریه من یاور خوب و نجیبم بی تو من خیلی غریبم
بی تو هر لحظه یه قرن هر نفس زخم کشنده تنها با گفتن اسمت رو لبام میشینه خنده
آخ که این فقط یه لحظه است بعد از اون های های گریه ست جای هر آواز اینجا هر صدا صدای گریه ست
من هوای گریه کردن تو صدای گریه من یاور خوب و نجیبم بی تو من خیلی غریبم
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 15:23 توسط مهدی و شقایق |