دیشب به آسمان خیالم نگاه کردم من بودم و یه آسمان بی ستاره
در هر ستاره اش تو رو دیدم و از صدای باد نام تو را شنیدم
از باغچه قلبم گلی چیدم تا به تو تقدیم کنم اما ناگاه
ستاره های خیالم همچون باران بر زمین چکید و باد از حرکت ایستاد
به هر سو نگاه کردم تاریکی بود و سکوت و تنهایی
فقط من بودم و یاد و خاطره تو
من بودم و تنهاییم
![]()
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 14:35 توسط مهدی و شقایق |